دبیرخانه جشنواره ملی نشان نیکوکاری در ادامه سلسله مصاحبههایی که با فعالان اجتماعی و مدیران مرتبط با فعالیتهای خیریه و مردمنهاد و دست اندرکاران جشنواره سامان داده است، به گفتوگو با دکتر مصطفی زمانیان،عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، رئیس هیئتمدیره بنیاد تعالی اجتماعی زندگی و عضو شورای سیاستگذاری جشنواره پرداخت. آنچه در ادامه میآید، حاصل این گفتوگوست:
-در حال حاضر، مهمترین نقاط قوت و نقاط ضعف فعالیتهای نیکوکاری در ایران را چه مواردی میدانید؟
به نظر من، فقدان یک «نهاد راهبر زیستبوم» یکی از جدیترین مشکلات ما در بخش توسعه فعالیتهای اجتماعی و به تعبیر دقیقتر، در بخش اجتماعی کشور است. ما متولی واحدی برای راهبری این بخش، برای توانمندسازی این حوزه، برای تعیین اولویتهای بخش و برای سازماندهی آن در کشور نداریم.
در عین حال، در نقطه مقابل، نقاط قوت متعددی نیز وجود دارد. شاید برجستهترین نکتهای که میتوان به آن اشاره کرد، ماهیت نوعدوستی مردم ایران باشد. رفتارشناسی مردم ایران نشان میدهد که جامعه ایرانی، جامعهای نوعدوست است.
روحیه، فرهنگ، پیشینه تاریخی ما و همچنین ایدئولوژی اسلامی، دینی و مکتبی حاکم بر رفتار جامعه ایرانی، محرک بسیار قدرتمندی است که به ما این امکان را میدهد تا بتوانیم توسعه فعالیتهای نیکوکاری، مردمدوستانه و اجتماعی را از یک جامعه کهن و تمدنی همچون جامعه ایرانی انتظار داشته باشیم.
-با توجه به اینکه حضرتعالی در دانشگاه تهران در زمینه حکمرانی تحقیق و تدریس میکنید، مایلم بدانم اگر ما از «حکمرانی خیر» یا «حکمرانی نیکوکاری» در ایران سخن بگوییم، درباره چه مؤلفههایی باید صحبت کنیم؟ اساساً معنای این حکمرانی چیست؟
نکتهای که اشاره کردید، نکته بسیار مهمی است. ما در یک بررسی جامع و کلان نسبت به الگوی حکمرانی نهاد اجتماعی کشور، با خلأهای جدی مواجه میشویم که این خلأها عملاً تبعات خود را در عرصه اجرا و میدان بهشدت ملموس و محسوس نشان میدهد. زمانی که از یک الگوی حکمرانی صحیح صحبت میکنیم، مقصود ما وجود نهادهای متولی است که مأموریتهای بخشی و فرابخشی تخصصی در راهبری این بخش دارند.
وقتی از الگوی حکمرانی سخن میگوییم، در واقع از نهاد تنظیمگری صحبت میکنیم که قادر است روابط، ضوابط و چارچوبهای اجرایی را برای تعیین اولویتها و اجراییسازی آنها در سطح بخش هدف تنظیم کند. نهاد حکمران، به مجموعهای از فرایندها و رویهها اطلاق میشود که کمک میکند کنشگری در آن عرصه به شکلی سادهتر و تسهیلشدهتر اتفاق بیفتد.
وقتی از یک ساختار حکمرانی بالغ سخن میگوییم، منظور مجموعهای از ضوابط و قوانین است که نهتنها دستوپاگیر نیستند، بلکه همافزا نیز هستند. در الگوی حکمرانی جامعه، از مفاهیمی همچون آموزش و توانمندسازی سخن میگوییم، از رسانه تخصصی حوزه صحبت میکنیم و به دنبال ظرفیت یک نهاد پژوهشی قدرتمند در این حوزه هستیم. به تعبیر دیگر، وقتی این مؤلفهها کنار هم قرار گیرند، میتوان درباره میزان بلوغ ساختار حکمرانی آن بخش قضاوت کرد.
اما این ساختار چگونه باید ایجاد شود؟ واقعیت این است که باید بپذیریم امر اجتماعی در کشور ما، علیرغم همه تأکیداتی که از قانون اساسی، شرع مقدس و ساختار سلول بنیادین جمهوری اسلامی گرفته است، آنگونه که باید و شاید در این سالها بهصورت حرفهای مورد توجه قرار نگرفته است. اینکه چه باید کرد، از جنس همین اقدامات تدریجی است؛ یعنی کمکم باید افرادی پیدا شوند که هرکدام بخشی از این مأموریت را در توسعه زیستبوم بخش اجتماعی کشور به عهده بگیرند. این جویهای کوچک باید کنار هم بپیوندند تا بتوان در یک فرایند چندساله انتظار داشت که وضعیت بلوغ فعالیتهای بخش اجتماعی کشور از یک نقطه به نقطهای مطلوبتر برسد.
-نقش حاکمیت، دولت و مجلس در این میان چیست؟
طبیعتاً هرچه بتوان نهاد حاکمیت و بخش قدرت را بیشتر برای این حرکت ملی همراه کرد، توفیق بیشتر، سرعت بالاتر و منابع مناسبتری در خدمت این حرکت قرار خواهد گرفت. با این حال، از آنجا که در مورد بخش اجتماعی گفتوگو میکنیم، معتقدم که این مسیر باید از پایین به بالا شکل بگیرد. اگر بخش اجتماعی به دنبال ایجاد یک قدرت پایدار است که با تغییر دولتها، رؤسای جمهور، شرایط غیرطبیعی یا شرایط اقتصادی دچار تضعیف و دگرگونی ماهوی نشود، لازم است به نهادی قدرتمند و درونزا تبدیل شود؛ نهادی که بتواند از درون خود، قدرت خلق مشروعیت و مقبولیت اجتماعی را تولید کند.
به نظر من، فعالیتهایی از جنس معرفی برترینها، الگوسازی و نمونهسازی ــ از جمله نشان نیکوکاری ــ بهتدریج زمینه ایجاد مرجعیت دروننهادی برای بخش اجتماعی کشور را فراهم میکند.
-آن مجموعهای که شما راهبری آن را بر عهده دارید یعنی مجموعه بنیاد تعالی اجتماعی «زندگی»، چگونه و با چه منطقی تا این اندازه با نشان نیکوکاری پیوند خورده و در دو دوره بهطور جدی وارد این عرصه شده است؟
ما در سال ۱۳۹۸ مجموعهای از مطالعات تطبیقی را در کشورهای مختلف با هدف الهامگیری برای اصلاح ساختار حکمرانی بخش خیریهها انجام دادیم. در این مطالعات به یک حلقه مفقوده مهم برخورد کردیم که از آن با عنوان «نهاد شتابدهنده» یاد میشود. نهاد شتابدهنده مأموریت توسعهگری زیستبوم را بر عهده دارد؛ خود مداخله مستقیم در امر اجتماعی نمیکند، عرضهکننده خدمات اجتماعی نیست و کنشگر میدان اجتماعی نیز محسوب نمیشود، اما در ارتباط مستقیم با نهاد صف و همزمان با نهاد بالادستی حاکمیت قرار میگیرد. این نهاد نقش یک حلقه وصل و حلقه میانی را ایفا میکند تا بتواند ارتباط دوسویه میان جریان بالادستی و پاییندستی را تقویت کند.
بر همین اساس، ایده بنیاد تعالی اجتماعی زندگی شکل گرفت که مأموریت اصلی آن، تعالی زیستبوم بخش اجتماعی کشور است. ما در این بنیاد قرار است نقش یک نهاد میانجیگر توسعه را ایفا کنیم. گفتوگوها، رویدادها و فعالیتهایی که سالهاست در بنیاد زندگی اجرا میشود، همگی با این هدف طراحی شدهاند که سهمی در توانمندسازی و تعالی بخش اجتماعی کشور داشته باشند.
در این مسیر، علاوه بر همکاری با سازمان اوقاف و ایفای نقش دبیرخانه علمی و ارزیابی نشان نیکوکاری، مجموعه فعالیتهای دیگری نیز در حال اجراست؛ از جمله جایزه نوآوری اجتماعی «جانا» با رویکردی نوآورانه به عرصه اجتماعی، راهاندازی مدرسه اجتماعی گراف بهعنوان نهاد آموزشی تخصصی برای توانمندسازی سازمانهای مردمنهاد، ایجاد نظام رتبهبندی و احراز صلاحیت فعالان اجتماعی و خیریه، و همچنین اطلس نوآوران اجتماعی بهعنوان بانک دادهای برای تسهیل دسترسی به اطلاعات فعالان این حوزه.
امیدواریم مجموعه این اقدامات در نهایت کمک کند تا زیستبوم اجتماعی کشور به نقطهای مطلوبتر برسد.
-و اما سؤال پایانی؛ برخی از کارشناسان معتقدند باید فعالیتهای نیکوکاری در ایران به سمت اولویتهای کشور سوق داده شود. آیا شما این رویکرد را مفید میدانید و آیا این امر شدنی است؟ اگر شدنی است، با چه مکانیزمی باید تحقق یابد؟
به نظر من، پیش از تغییر جهت فعالیتها، گام نخست افزایش بهرهوری این مجموعههاست. بسیاری از سازمانهای مردمنهاد با نیتهای شخصی مؤسسان خود شکل گرفتهاند و تغییر آن نیتها کار سادهای نیست. اما میتوان با توسعه نظام تصمیمگیری دادهمحور، به سمت بهرهوری بیشتر حرکت کرد.
واقعیت این است که ما در حوزه فعالیتهای اجتماعی با فقر دادهای مواجه هستیم و همین مسئله مانع تشخیص دقیق اولویتها میشود. اگر این زیرساخت دادهای تقویت شود، بسیاری از فعالیتهای اجتماعی میتوانند به شکلی اثربخشتر و بهرهورتر انجام شوند. نمونههای موفقی نیز در حوزه خیرین مدرسهساز وجود دارد که نشان میدهد میتوان فراتر از مدرسهسازی، به دیگر اولویتهای نظام آموزشی نیز پرداخت.
به نظر میرسد هرچه این گفتوگوها، تعاملات و برداشتن دیوارهای میان فعالان اجتماعی و سازمانهای داوطلبانه بیشتر شود، به نقطه توفیق نزدیکتر خواهیم شد.