به گزارش دبیرخانه جشنواره نشان نیکوکاری، دکتر محمد جهانگیری؛ مدیرعامل مؤسسه نیکوکاری مکسا است. با توجه به اهمیت بررسی فعالیتهای نیکوکاری در کشور، ضرورت ارزیابی خیریهها و همچنین تحلیل و بررسی ابعاد جشنواره نشان نیکوکاری و در ادامه سلسلهگفتوگوها با فعالان اجتماعی در این زمینه، با جهانگیری به گفتوگو نشستیم که در ادامه مشروح آن را میخوانید؛
– گفتوگو را با آسیبشناسی وضعیت فعالیتهای خیریه و نیکوکاری آغاز کنیم. توضیح دهید که وضعیت فعالیتهای خیریه در کشور ما به چه شکلی است و به طور مشخص از نقاط ضعف و قوت این وضعیت تحلیلی ارائه بفرمایید.
اگر بخواهیم وضعیتی را تحلیل کنیم، باید ابعاد مختلف آن در حوزه اجتماعی که امروز قرار داریم را مد نظر قرار دهیم. حوزه نیکوکاری یا خیریه، مشارکتهایی از مردم در امور اجتماعی خودشان است. یعنی مسئولیت اجتماعی خودشان را بدون هیچگونه چشمداشت و فشار و اجباری انجام میدهند. این اصل موضوع در حوزه نیکوکاری و خیریه است. بیشتر هم با این مسئولیت اجتماعی به دنبال این هستند که ارتقایی در جامعه و در حوزههای مختلف داشته باشند. یک بخش آن در حوزه آموزش، سلامت، مسکن، معیشت و حوزههای اجتماعی دیگر است. اینها نکاتی است که خیلی از انسانها به دنبال آن هستند یعنی همان بحث «بنی آدم اعضای یکدیگرند». این اعضای یکدیگر، معنای فاخری دارد و اینطور نیست که بیتفاوت باشند. همه انسانها در نوع خودشان خیّر و نیکوکار هستند.
حال بسترها در حوزه اجتماع چگونه تهیه و فراهم میشود و چگونه کار میکنیم و اینکه در حوزه اجتماعی و مباحث مختلفی که هست فعالیتها به چه شکل است، نکته مهمی است. یکی از آنها، به آموزههای ما و باورهای ما برمیگردد. پیامبر اکرم (ص) پیامآور حسن خلق، حسن همجواری و رحمت واسعه بود. رسول خدا (ص) پیامآور القاب الهی است که به واسطه ایشان به بشریت اهدا شد. ما چنین میراث و باورهای بزرگ و چنین راهنمایی را در حوزه انسانیت و بشریت داریم. منشأ این چیست؟ منشأ این هم خداوند باریتعالی است. خیّر و نیکوکار اصلی خداوند است که بدون هیچ فاصله و ابهامی، این ابر باران را بر همه میبارد و نعمتها و روزیها برای همه خلق میآید.
اصلاً خلقت، یک خِیر بزرگ است. ما هرچقدر از این موضوع بهره ببریم و آن را بفهمیم، میتوانیم آن را اجرا کنیم. انسان به کجا میخواهد برود؟ میخواهد به منشأ خودش برود. منشأ هم، خیر و برکت و نیکوکاری و مهربانی است. غیر از اینکه نیست. خداوند هم همین است. خداوند نور است. انسانهایی که به سمت نیکوکاری حرکت میکنند، نیکوکاری واقعی و درست و خیریه، به سمت منشأ حرکت کردن است و سرشت همه انسانها است. این تبلور براساس آن آموزهها و تربیتها است و البته که حوزههای اجتماعی و فعالیتها نیز متفاوت خواهد بود.
در تمام جوامع نه صرفاً ایران یا حتی جوامع مسلمانان، این موضوع جدی است. در حوزه نیکوکاری ابعاد مختلفی وجود دارد و برخی به نام مسئولیت اجتماعی یا خیریه و انواع و اقسام نامها، براساس آموزههای ادیان خود و اهمیت بحثهای اجتماعی، بر روی آن صحه میگذارند. این نکته اصلی است که انسانها دارند. البته در جامعه ایرانی باید نیکوکاری خیلی متبلورتر و درستتر و زیباتر باشد. حوزه نیکوکاری و خیریه در کشور ما بسیار موسّع است و به کوه یخ میماند که قسمتهایی از آن دیده میشود. خیلی از جوامع و مردم کار خیر را شخصبهشخص یا خانوادهبهخانواده انجام میدهند. بارها و بارها شنیده و گفتهایم که حمایت میکنند، بدون اینکه نام مؤسسه داشته باشند و در جایی هم ثبت شده باشند. پس این یک کار جاری و ساری است و این کار انجام میشود.
اما در حوزه ساختارهای اجتماعی در کشور ما یک بحثهایی وجود دارد که اسم آن را سمنها یا مؤسسات مردم نهاد میگذاریم که اتفاقاتی را در این راستا رقم میزنند. میتوانند با نامهای مختلف مانند انجمن و مؤسسه، مجوزهای لازم را از نهادهای مسئول مانند وزارت کشور، سازمان بهزیستی یا وزارت رفاه در ابعاد مختلف بگیرند. مشهورترین آنها وزارت کشور است که در حوزه نهادهای اجتماعی مجوزهایی را در استانداریها و شهرداریها صادر میکنند یا به عنوان موضوعات منطقهای و محلی تا استانی و کشوری این مجوزها مطرح شده و برای مؤسسات صادر میشود.
در زمینه وضعیتی که در حوزه نیکوکاری داریم، چند مثال را خدمت شما بگویم که اخیراً اتفاق افتاد و خیلی هم زیبا بود. یکی موضوع کرونا بود که مردم ما در آن دوران زیباییهای فراوانی را آفریدند. چون خودم در آن دوران مسئول بودم و در حوزه بهداشت و درمان و سازمان نظام پزشکی و ستادهای مختلف کار میکردم، میدانستم که با توجه به کرونا، محدودیتهایی در اقتصاد و حوزههای مختلف و در سطح بینالملل به وجود آمده بود. تبادلات کم شد و چند ماهی درآمد خیلی از اقشار به صفر رسیده بود، ولی فعالیتها در حوزه نیکوکاری به اوج رسید. برای نمونه، بستههای نیکوکاری در میان نیازمندان توزیع شد. یا کمکهایی که همسایهبههمسایه انجام میداد را شاهد بودیم.
حتی در حوزه سلامت که دیدید جامعه پزشکی چه کارهای ارزشمندی انجام داد. گروههای دیگر نیز در حوزه ضدعفونی کردنها و تأمین تجهیزات پزشکی و اسکان، فعالیتهایی را انجام دادند. بنابراین همه کارهایی که صورت گرفت، منشأ خیر و نیکوکاری داشت. ما اگر بخواهیم به واقع ببینیم، باید درست نگاه کنیم و نکات اجرایی ریز و دقیقی که مردم انجام میدهند را ببینیم. چیزی که خودمان انجام داده باشیم، در ساختارها و دستگاههایی که آمار و ارقام است، حساب نمیشود. این بخشی از کار ما و کار نیکوکاری است. بنابراین وضعیت نیکوکاری در ایران به صورت کلی وضعیت خوبی است.
اما از لحاظ نقاط ضعف باید بگویم که این عدم ساختاریافتگی نیکوکاری و هدفمند کردن آن، در برخی مواقع دیده میشود. بالأخره ما در خیلی از حوزهها نیازها را میبینیم. مثلاً وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و … نیازهایشان را میگویند اما سؤال این است که آیا حوزه خیر براساس آن نیازها پیش میرود؟ و اگر به اینصورت پیش میرود، آیا کارشناسیاش هم درست بوده است؟ اینها به نظر من نیاز به بازنگری دارد.
نکته دیگر اینکه، مشارکتطلبی هم نکته مهمی است. ما مشارکت مردم را در قسمتهای مختلف چگونه داریم؟ اگر این مشارکت آگاهانه باشد، خیلی زیبا خواهد بود. من مثالی را از یک نوجوان و نسل زدی میزنم. در یک جمعی بودیم و صحبت شد که میخواهیم برای سیستانوبلوچستان و برای فلان موضوع آب که مشکلاتی داشت کارهایی را انجام دهند. در آن جمع چند نفر گفتند ما هرکدام با مبلغ 500 هزار تومان یا 700 هزار تومان مشارکت میکنیم. اما این نوجوان یک میلیون تومان داد، در حالی که کل ذخیره پولش یک میلیون و 100 هزار تومان بود. این خیلی زیبا بود. چون برایش جا افتاد که فعلاً این کار از دستش برمیآید. فکر نکنید که او نیاز نداشت. بعد دیدم که تلاش میکند تا خریدها و کارهایش را با همان پول باقیمانده انجام دهد و باید تا آخر ماه با همان سر میکرد. میخواهم بگویم که این نوجوان این شفافیت و فطرت پاک را دارد، ولی اینکه ما چگونه بتوانیم به او اطلاعرسانی کنیم و چگونه قانع شود، مهم است.
ما مؤسسات زیادی در حوزه نیکوکاری در کشور داریم. آمارها، آمارهای متنوعی هستند که شما دارید و من نمیخواهم این آمارها را بگویم. ثبت مؤسسات تجاری ما به 100 هزار و مؤسسات غیرتجاری به بیش از 50 هزار رسیده است. بخش اعظم اینها در بحثهای مختلف حوزه خیر هستند. اینها خوب است و نباید از همان ابتدا نقد کنیم. اول از یک مجوز شروع میشود ولی نسبت به اینکه فرد در این مسیر پا بگذارد، برخی انتقاد دارند. من میگویم انتقاد نکنید و این را به عنوان یک فرصت ببینید. ممکن است در بسترش یکسری ضعفها و تهدیدها هم وجود داشته باشد ولی این به عنوان فرصت است که تعداد زیادی مؤسسات را شکل دادند و کار کردند. پس دلشان میخواهد کار کنند. ولی اینکه ما چگونه اینها را بیاوریم و باهم اثر سینرژیک ایجاد کنیم و باهم مشارکت بیشتری انجام دهیم و بتوانیم به سمت یک حرکت بزرگ حرکت کنیم، قابل اهمیت است و جایگاه دارد.
یک جایگاهش، نظام حاکمیتی است. ولی مهمترین جایگاهش همان جایگاه مردمی است. جایگاه مردمی با تشکیل شبکهها است. مثلاً ما در حوزه سرطان بیش از 100 خیریه در کشور داریم که کار میکنند. خود خیریهها جمع شدند و یک شبکه ملی تشکلهای مردمی و مؤسسات خیریه در حوزه سرطان تشکیل دادند. این یک همافزایی میشود. یک عده بزرگتر هستند و کارهای بزرگتری انجام میدهند و یک عده هم کوچکترند. آنهایی که باید تقویت شوند را خودشان تقویت میکنند و آنهایی که باید، کنار هم قرار میگیرند. بنابراین میشود تقسیم کار کرد. حاکمیت هم باید کار خودش را انجام دهد ولی باز هم به دست خود مردم است و باید بلوغ لازم را ایجاد و شبکهسازی کنیم که از مَنبودن در حوزه مؤسسات و حتی فردبودن خارج شویم و هه ما تبدیل شویم و وقتی به ما تبدیل شویم، میشود اقدامات خوبی انجام داد.
– به کرونا اشاره کردید و گفتید نشاندهنده این است که فعالیتهای نیکوکاری در کشور ما وضعیت خوبی دارد. شما مصداقی به قصه اشاره کردید. من میخواهم مبنایی ببینیم که کجای کار هستیم. ممکن است جنگ 12 روزه یا زلزلهای به وجود آید و مردم بازهم پای کار باشند. اما بالأخره دنیای الان دنیای روشمندی و علمی پیش رفتن و گذار از روشهای سنتی و رسیدن به روشهای مدرن است. ما در این گذار در کجا هستیم؟ یعنی فارغ از اینکه در آن بزنگاهها مردم به خاطر فطرت دینی و عقبه فرهنگیشان پای کار هستند، به صورت علمی کجای قضیه هستیم؟ چقدر توانستهایم روزآمد و تخصصی شویم؟
در حوزه روزآمدی و علمی، حرکتهای بسیار خوبی بیشتر توسط خود تشکلها انجام شده است. مؤسساتی شکل گرفته و حوزه اطلاعرسانی شکل گرفته است که برای نمونه میتوانید خبرگزاریها را ببینید. همین جوایزی که برای مؤسسات خیریه گذاشتهاند نیز مصداقی از حرکت به سمت ساماندهی و تبادل تجربیات و توانمندسازی است. البته نباید فراموش کنیم که سنتها بد نیستند و خیلی از آنها خوباند. یعنی همه سنت ها بد نیستند و گاهی باید به همان سنتها برگردیم. بالأخره کارهای ماشینی، بعضی وقتها کار دستمان میدهد و ما را از خیلی چیزها غافل میکند. ولی در سنتهایی که ما داشتیم و مباحث مختلفی که امروز میبینیم، حرکتهایی اتفاق افتاده است، ولی کافی نیست و باید بیشتر به این سمت بیاییم.
جوامع نخبه ما به صورت سیستماتیک به این حوزه ورود نکردند که یکی از نواقص اصلی ماست. اگر شما مطالعهای در حوزه دانشگاه و صنعت داشته باشید، این سؤال مطرح میشود که چقدر باهم ارتباط دارند؟ خیلی زیاد نیست. صنعتی کار خودش را میکند و دانشگاهی هم درس خودش را میدهد. اما چقدر از پروژههایی که در دانشگاه صنعتی شریف طراحی میشود، عملیاتی میشود؟ الان کمی بهتر شده، ولی واقعیت این است که از صنعت جداست. الان برخی از صنایع بزرگ ما کمی به دانشگاه وصل شدند، چون احساس نیاز کردند و کسانی هم مشاوره داده و کار کردند.
در حوزه خیر هم همینگونه است. من به تجربه خودم اشاره میکنم و برای این منظور بگذارید به سراغ الگو برویم. شما میگویید مصداق، ولی خیلی هم مصداق نیست. اینها همان تفکر و روش است که در یک مدل بروز میکند. ما در مکسا که مؤسسه نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان است، 17 سال است که خدمت ارائه میکنیم. در حوزه اجتماعی افرادی بودند و به صنعت هم وابسته بودند و کار میکردند و در حوزه صنعت هم بسیار قوی بودند اما آمدند و متولی این کار یعنی تشکیل مکسا شدند. ولی چه کسی این کار را کرد؟ حوزه سلامت. یعنی کار را به متخصصین امر واگذار کردند. این یک بلوغ بزرگ بود. خودشان راهنمایی میکردند وخواستهها را میگفتند، ولی برای پیشبرد اهداف به متخصصین امر در حوزه سلامت اعتماد کردند و در ابتدای شکل گرفتن، بهترینها را آوردند و شروع به کار کردند. حتی از ایتالیا و فرانسه هم ایرانیهایی که در این حوزه تخصص داشتند را آوردند و و از آنها مشاوره گرفته و حتی آنها را به کار گرفتند. هزینهاش را هم پرداخت کردند. این یعنی یک نگاه علمی و پیشرو. چگونه میتوانیم بگوییم که یک نگاه سنتی است؟ این مربوط به سال 88 تا 92 است که چنین اتفاق افتاد. گفتند خدمتی به نام مراقبتهای تسکینی وجود دارد که در حوزه بیماران مبتلا به سرطان بر زمین مانده است و کار پیش رفت.
در توضیح بیشتر فعالیت مکسا، اول باید یک تعریف از انسان داشته باشیم. هر چقدر از عمر انسان میگذرد، آیا انسان ارزشمندتر میشود یا بیارزشتر میشود یا فرقی نمیکند؟ به طور کلی ارزشمندتر میشود. حال فردی که مبتلا به بیماری شده و به مراحل آخر میرسد، مگر ارزشش کم میشود؟ قطعاً کم نمیشود. برای خانوادهاش عزیزترین فرد است که رنج هم کشیده است. اطبا از این فرد قطع امید میکنند، ولی خانواده که او را رها نمیکنند. حداقل در فرهنگ ما غالباً رهایش نمیکنند. ولی خدماتی که باید به او داده شود کجاست؟ این خدمات را نداشتیم.
مکسا گفت این انسان ارزشمند است، پس چرا باید دائم درد بکشد و ناامید باشد؟ از ادامه زندگی طولانیمدت قطع امید شده و ناامید است. ولی آیا نمیتواند از همین مقدار باقیمانده عمرش درست استفاده کند؟ درد نداشته باشد و کیفیت زندگیاش خوب باشد و خانوادهاش هم شادتر باشند؟ وقتی در یک خانه، کسی از درد ناله کند تا اینکه ناله نکند فرقی نمیکند؟ بنابراین، این کار به زمین مانده بود و در تهران و اصفهان شروع شد و در خانه بیمار به او خدمت و تجهیزات دادند. فرزند یک بیمار که پزشک هم بود میگفت من از دردی که پدرم میکشید ناراحت بودم و کارهایی برایش میکردیم، ولی نمیتوانستیم کار قابل توجهی انجام دهیم. مکسا آمد و با آرامش کارش را انجام داد.
من به کرمان رفته بودم. دیدم آقای دکتر حقدوست هم بود. گفت من دیشب به خانه بیمار رفته بودم، چون شکمش آب آورده بود نمیتوانست نفس بکشد. وقتی آب را تخلیه کردیم با ما صحبت میکرد. صحبت کردن این بیمار در آن شرایط ارزش ندارد؟ چقدر ارزش دارد؟ میشود رقم روی این گذاشت؟ ولی قبل شکلگیری مکسا این بیماران نمیتوانستند این خدمات را بگیرند و نمیتوانستند بیمار را به بیمارستان ببرند. پزشکی هم به خانه نمیرفت و باید کاری میکردند.
ما یک سیر را با شما جلو میبریم. این کار اتفاق افتاد. در سال 1399 که اوایل دوران کرونا بود، من به مکسا پیوستم. این یک جریانی دارد که از جریانش میگذرم. بررسی کردیم و گفتیم چرا ما باید تا اواخر دوره بیماری فرد صبر کنیم؟ نگرانیهای فرد بیمار در اوایل بیماری بیشتر است. این را چه کسی رفع میکند؟ هزار مشکل را در کنار فرد مبتلا به سرطان و خانوادهاش دیدهایم. مطالعه کردیم و 50 سند ملی کشورهای مختلف را هم مطالعه کردیم. آیا این کار علمی هست یا نیست؟ چقدر به آن امتیاز میدهید؟ برای اینکه این مطالعه را انجام بدهیم، به دنبال افرادی رفتیم که یکی از آنها طلای المپیاد زیست ایران را داشت و یکی دکترای هوش مصنوعی و دیگری دکترای اقتصاد و … را داشت. بهترینها را انتخاب کرده و آوردیم. خیّر هم هزینههایشان را به روز داد و نگفت شما به عنوان متخصص باید مجانی کار کنید. گفت تو باید این کار را انجام بدهی، پس هزینهاش را بگیر و انجام بده.
مطالعه و آنالیز کردیم و الگو را ساختیم. یک الگو در مکسا درست شد، اما چه کسی آن را قبول میکرد؟ آن را به دانشگاه علوم پزشکی بردیم و به رئیس دانشگاه گفتیم و هیئت رئیسه هم تصویب کرد. در دانشگاه و در بستر شبکه پیادهاش کردیم. دو سال طول کشید و نتایج را همه دیدند. من الان از وزارت بهداشت آمدهام. در روزهای بعد هم جلسه داریم که در سه استان این کار را پیاده کنیم. یعنی این کار پذیرفته شد. سه هفته پیش در خدمت نماینده سازمان بهداشت جهانی بودیم. میگفت من در چندین کشور بودم و تابهحال چنین الگویی را ندیدهام. شما برای منطقه این کار را تبیین کنید. پس یک کار علمی خوب انجام شده است. بنابراین در حوزه نیکوکاری سیستمسازی هم انجام میشود و پیشرفت هم کردهایم.
ما در مکسا چیزی به نام مراد مکسا راهاندازی کردیم. مرکز نیکوکاری رویش استعدادهای دانشجویی که بیش از 110 دانشجوی نخبه در حوزه پزشکی که برخی از آنها طلای المپیاد دارند و اکثراً رتبههای تکرقمی و دورقمی دارند را در حوزه تحقیقات آوردیم. بیش از 70 مقاله در این دو سال در حوزه تحقیقات بیرون دادهاند. اینها در کجا اتفاق میافتد؟ در یک خیریه و مؤسسه نیکوکاری اتفاق میافتد. این یعنی مشارکت مردم و جالب است که همه این 110 نفر هم داوطلب بودند. وقتی فردی با این فلسفه آشنا میشود، در ادامه راه هم خواهد بود.
کار دیگری هم که انجام دادیم این بود که شتابدهنده مکسا را راه انداختیم. دانشبنیانهایی که در این مسیر میتوانند به ما کمک کنند را حمایت میکنیم تا اقتصادشان فعال شود و به درآمد خوب برسند. ما هم از محصول او برای سیستم خودمان استفاده میکنیم. حال شما بگویید علمی و نوآورانه یعنی چه؟
– شما به نوعی تولید علم میکنید.
واقعیتی است که اتفاق افتاده است. در حوزه آموزش هم ما تاکنون بیش از 100 نفر را آموزش دادهایم و مجوز وزارت بهداشت دریافت کردند. مرکز نیکوکاری آموزش مهارتی هم داریم. ما ابعاد مختلف را در نظر میگیریم. ضمن اینکه همین امروز که در خدمت شما هستیم، در هشت مرکز نیکوکاری در استانهای متفاوت خدماتی ارائه میکنیم. روزهای قبل گزارشی را خدمت بعضی عزیزان دادیم. طبق آخرین آماری که داشتم، اینکه تعداد بیمار ما چندهزار نفر است جای خود، ما دو هزار و 533 بیمار در منزل را تحت پوشش داشته و به آنها در منزل سرویس ارائه میدهیم. این یعنی سه بیمارستان هزار تخت خوابه. یعنی بیمارستان امام خمینی، شریعتی و شهدای تجریش. شما باید اینها را بسازید چقدر هزینه دارید؟ اداره کردن اینها چقدر هزینه دارد؟
– درست است. ساخت این بیمارستانها یک داستان است و اداره کردنش یک داستان دیگر.
ما حساب کردیم، هر بیمارستان هزارتخته در سال سه همت برای دولت هزینه دارد. سه هزار تخت یعنی 9 همت هزینه که با مشارکت مردم، بیماران با هزینه خیلی کمتر در منزل خدمت میگیرند. چرا؟ چون خانواده هم به ما خیر میکند. دختر یک خانواده یا مادر یا پدر یک خانواده که از بیمار مراقبت میکند، یعنی یک خیر جاری. چرا ما این را نمیدانیم؟ این یعنی از هزینه نظام سلامت کم کردن. این مشارکت است. اینها را که نگاه میکنیم، میبینیم چقدر قشنگ و زیبا میشود. ما وسایلی از قبیل تخت و ویلچر و دستگاه اکسیژنساز و … را در منزل به صورت امانی و رایگان در اختیار اینها قرار میدهیم. پزشک و پرستار هم برایشان میفرستیم. به آنها آموزش داده میشود و آنها مراقبت میکنند. هر ساعت از شبانهروز هم که نیاز باشد ما مرکز تماس نیکوکاری داریم. تماس میگیرند و پزشک آنها را راهنمایی میکند. در صورت نیاز هم پزشک بیمار را ویزیت میکند. این تازه یک قسمت از خدمت ماست. این خدمات در ابعاد مختلفش انجام میشود. البته ما به عنوان مکسا در دریای نیکوکاری هیچ هستیم. خیلی از ما بهتر هم هستند که در حوزههای مختلف و حوزههای سلامت کار می کند.
چون شما به دنبال این جشنواره نشان نیکوکاری هستید که بسیار هم زیباست و نشاندهنده و ارتباطدهنده این الگوها و تجارب با همدیگر است که بتوانیم این مباحث را توسعه دهیم این نکات را بیان کردم. ما مکسا را کمتر از یک دانشگاه نمیبینیم. همینطور که محک و جاهای دیگر را اینطور میبینیم. همه اینها دارند کار میکنند. حال این زمینه توسط گروههایی که در حوزه خودشان متخصص هستند مدیریت میشود، خیرین هم کار خودشان را میکنند، دانشبنیانها هم کار خودشان را انجام میدهند و دولت هم کار خودش را انجام میدهد. ولی اینها توسط یک نخ تسبیح به هم وصل شدهاند.
پس من میتوانم در پاسخ به نکات شما بگویم که بله، جای کار بسیار زیادی داریم و این کفایت نمیکند. حرف شما را رد نمیکنم، ولی میخواهم امید بدهم و بگویم که این اقدامات هم انجام میشود و در نوع خودش هم بدیع است و ما خیلی جاهای دنیا را مطالعه کردیم. نکته مهمترش این است که این سکو و پلتفرمی که دارد ایجاد میشود، شامل همه میشود.
فکر نکنید وقتی یک فرد به مکسا میآید، حقوق نباید بگیرد. چون اعتقاد من کمی متفاوت است. من خودم سال 84 و 85 کارم صدور پروانهها بود. مسئول مربوطه به من گفت که این کار خیرین را ساماندهی کنید. طی مطالعهای که داشتم به همین نکته رسیدم. گفتم ما نباید از جیب پزشکان کار خیر کنیم. پزشک باید کار خودش را انجام دهد، حال میتواند بعد پولش را بدهد و کار خیر کند. ولی وظیفه من این است و در مکسا هم به همین صورت است که ما هزینه را به پزشکان و پرستاران میدهیم و میگوییم به بیمار هم بگویند که پولشان کامل پرداخت شده است تا بیمار احساس نکند که صرفاً فردی که او را ویزیت میکند کار خیر میکند. کرامت آن فرد هم کامل دیده میشود. بعد هم من میتوانم از این فرد سؤال کنم حال که هزینه را گرفتهای، کیفیت خدمتت چگونه است؟ البته پول ما انقدر زیاد نیست و تعرفهها کلا در ایران زیاد نیست، ولی همان اندازهای که داریم میدهیم هم بد نیست. ولی از آن طرف هم باید بتوانیم در مورد کیفیت کاری که انجام میدهند سؤال کنیم. چون در سلامت باید پاسخگویی برای اقدامکننده وجود داشته باشد. این هم یک نکته که داریم کار میکنیم.
در ابعاد مختلف، این بحث، یک بحث جدی است. امروز هم خوشحالیم که بتوانیم بگوییم این الگویی که در مکسا ایجاد شده است اولاً یک بستر جامع از پیشگیری تا انتها با فناوریهای مختلف را در برگرفته است. البته چند فناوری جدید هم هست که بعداً خدمتتان عرض میکنم.
– جمله معروفی هست که میگوید محکمترین دلیل برای هر چیز، وقوع آن است. اینکه چنین الگویی واقع شده، پس ما میتوانیم انتظار داشته باشیم که فعالیتهای خیریهمان هم همینطور روشمندتر و روزبهروز روزآمدتر شود. بحث دیگری که میخواهیم به آن بپردازیم ارزابی خیریههاست که مسئله مهمی است. در این زمینه توضیح بفرمایید که چطور و با چه سازوکاری میشود خیریهها و مؤسسات مردمنهاد را ارزیابی کرد.
اولاً ارزیابی کار سختی است. چون قضاوت در کل کار سختی است. وقتی ارزیابی میکنید، باید در انتها قضاوت هم بکنید. اینکه حرکتی شروع شده و ارزیابیهایی در قالبهای مختلف انجام میشود، در نوع خودش کار خیلی عالیای است. من دو دهه در نظام سلامت کارم همین بوده است. در وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی، مسئولیت این موضوع را داشتم. بر این اساس میگویم ارزیابیها باید بسیار حرفهای باشد. البته ما الان در حوزه خیریه، ارزیابی حرفهای نداریم. شاخصهایی که تعیین میکنیم در ارزیابیها، درست تعیین نشده است. شما مثلاً من را ارزیابی میکنید در حالی که شاخصهای من را با یک مؤسسه دیگر یکی گرفتهاید. اما نباید متر شما برای همه یکی باشد. اینکه یکی نباشد را اشتباه برداشت نکنید. باید داینامیک باشد.
شما یک شاخص پایش و یک شاخص بروندادی دارید. پایش این است که ورودی و فرآیند و خروجی تان چیست؟ بعد خروجی، نتیجه و تأثیرتان را که نگاه میکنید، همان بحثهای بروندادی میشود. مثلاً من میگویم اگر فردی با 100 میلیون تومان آمده و 100 میلیون تومان خدمت میدهد، ارزشش با کسی که با 10 میلیون تومان، 100 میلیون تومان خدمت میدهد تفاوتی ندارد؟ همان خدمت را هم داده است. البته ممکن است کمی ناقص باشد. ما میخواهیم این نقص را به خاطر این 90 میلیون چگونه ارزیابی کنیم؟ وقتی در ارائه شاخص فقط به خروجی فکر میکند، میبیند که نمیتواند این را شناسایی کند. پس شما تمام این شاخصها را باید باهم ارزیابی کنید نه یک مرحله مانند مرحه پیامدمحوری را ببینید.
– یعنی فقط نباید خروجی را دید بلکه فرآیند هم مهم است.
بله، باید این را هم ببینید. از خود ورودی هم باید باشد و باید همه اینها را تا انتها ببینید. من چند جا در این ارزیابیها شرکت کردم و برای خود من جالب بود. همه گفتند بهترین الگو را دارند. اما کار خلاقانهای در آنها نبود و مسائل مختلفی هم نبود. البته برای من خیلی متفاوت نبود و بیشتر برای فرهنگسازی شرکت کردم. دفعه بعد که زنگ زدند گفتم سعی میکنم کمک کنم و دیگر هم نرفتیم. نه اینکه چون انتخاب نشدیم، بلکه معیارهایی که در آنها و خودمان دیدیم، معیارهای درستی نبود و قابل نقد و بررسی بود.
ارزش خدمت ما سالانه 9 همت است که با 200 یا 300 میلیارد تومان یعنی به نسبت 1 به 30 انجام میشود. شما میخواهید این را چگونه ارزیابی کنید و شاخص بدهید؟ شاید 200 میلیون که هزینههاست را شناسایی می کنید. ولی اینکه این ارزش این کار بوده و چه اتفاقی افتاده و چقدر توانستهاید کارهای بزرگ انجام دهید و چه مشکلاتی را رفع کنید لحاظ نمیشود. پس ارزیابی لازم است و اعلام آن هم لازم است. مراحل مختلفی هم دارد. یکی مشارکت مردم است که در این ارزیابیها نظرات خوبی میدهند. بهترینش این است که ما تجربه بیمار را ملاک ارزیابیهایمان قرار دهیم که البته در ارزیابیها این مورد خیلی لحاظ نمیشود. چرا بیمار؟ چون بیماران کسانی هستند که خیلی جاها خدمت میگیرند. او بهتر میتواند یک بیمارستان یا مرکز نیکوکاری درمانی را ارزیابی کند. پس باید این را هم در ارزیابیهایمان بیاوریم.
به صورت کلیتر هم یک نکته بگویم. من پزشک هستم و هم کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات پزشکی را دارم و هم دکتری برنامهریزی استراتژیک دارم. در این کار هم خیلی کار کردم. ما در کشور برنامه کم نداریم. ما برای 80 تا 90 درصد کارها برنامه داریم اما در اجرا 40 تا 50 درصد بیشتر اجرا نمیکنیم. مهمتر از آن در کنترل و نظارت و ارزیابی است که 10 تا 15 درصد عمل میکنیم. مهمترین بحث در پایش و کنترل و ارزیابی است که الان مشکل داریم. اگر من وزیر بهداشت شوم همه کارهایم را واگذار میکنم و فقط پایش و کنترل و نظارت میکنم. برنامه نمینویسم زیرا همه جا برنامه وجود دارد و دانشگاه برنامه مینویسد. پایش و کنترل است که محرک اجرا میشود و از آن طرف هم برنامه را اصلاح میکند. اگر غلطی در برنامه وجود دارد اصلاح میشود. اگر در حوزه خیرین ورود کنیم، باید پایش و کنترل درست شود. نظارت، بازرسی نیست. بحث ممیزی و توانمندسازی است و اینکه به فرد بازخورد بدهیم که شما این مشکلات را دارید و باید خودتان ارتقا بدهید.
– در پایان دربارۀ جشنواره نشان نیکوکاری هم بفرمایید که چقدر میتواند در این قضیه مؤثر باشد. براساس سابقه دور اول که برگزار شده است، تحلیلتان را بفرمایید.
این جشنوارهها کارهای خوبی است. در دنیا هم مرسوم است و در کشور ما هم شروع شده است. اولین بحث ما این است که شما در ابتدا نشانتان را پاس بدارید. ما در مکسا هم یک اقدامی در حوزه مسئولیت های اجتماعی درست کردیم. گفتم ما در این کار با هیچ کس شوخی نداریم و سفارش و اینها را هم نمیپذیریم. بلکه از نشانمان پاس میداریم. هر کار دیگری که میخواهیم بکنیم باید نشان را تقویت کنیم که بدرخشد و همه به دنبال این نشان بروند. کسب نشان نیکوکاری باید یکی از افتخارات هر فرد، سیستم و ارگان باشد. البته آن را محدود هم نکنید. بتوانید تنوع بدهید و کارهای مختلف کرده سطوح مختلف بگذارید. بحثهای دیگر هم داشته باشید که دارید. نکته این است که این حرکت یک حرکت خوب است و قطعاً میتواند پیش برود. به چند مؤسسه و اینها هم بسنده نکنید. یعنی این را توسعه بدهید. مهم این است که نکات برتر را برای دیگران به خوبی تبیین کنید تا الگو شود و در دسترس قرار گیرد. مثلاً اگر مکسا در جایی یک نشان میگیرد، من باید الزام داشته باشم که کارهایی که کردهام را به دیگران ارائه بدهم که دیگران برایشان الگو باشد. در هر صورت ما باید مقیاسهایی داشته باشیم و نشان نیکوکاری یکی از مقیاسهایی است که خودمان را با آن بسنجیم.
امیدوارم همه ما بتوانیم حوزه خیر و نیکوکاری را ترویج دهیم و این کار را برای دلهایمان انجام دهیم. چون کار کردن در این حوزه آرامشبخش است. یک توصیه هم به دوستان دارم و آن اینکه این حوزه را با هیچ حوزهای عوض نکنیم. یعنی همیشه مسئولیت اجتماعیمان باشد و به آن نگاه ویژه داشته باشیم. در قدیم هم اینطور بود که میگفتند اگر میخواهید صدقه بدهید بگویید که فرزندتان آن صدقه را بدهد. اگر میخواهید کار خیری بکنید، فرزندتان انجام دهد. این سنتها خوب است. شما نمیتوانید هیچ مکانیزمی را جایگزین این کنید. این آموزهها را باهم ترویج دهیم تا روزی برسد که هیچ ایرانی نگاهش به دست کسی نباشد. اگر کمک هم میکنیم باید کرامت انسانی را کاملاً حفظ کنیم و نیکوکاری همین است.
در انتها من فقط یک تعریف در حوزه نیکوکاری و خیریه داشته باشم، چون جزء مطالعات من است. خیر کردن و دادنها با نیکوکاری تفاوت دارد. میگویند که خیر کردن مثل آب به دست کسی دادن و نیکوکاری مانند چاه کندن است. مؤسسات نیکوکاری به نوعی سهامی عام میشوند و مشارکت همه را جلو میبرند. ما سعی کنیم در نیکوکاریمان افراد را توانمند کنیم. فکر نکنیم که اگر یک نیازمند هر شب بیاید و از ما پول بگیرد و کمکش کنیم کافی است، بلکه باید کاری کنیم که خودش درآمدزا شود و اشتغال داشته باشد. انشاالله همه ما در این راستا قدم برداریم.