ناحیه کاربری

جشنواره نشان نیکوکاری به شفافیت و انگیزۀ رشد برای خیریه‌ها منجر می‌شود / دبیرخانۀ دائمی جشنواره، نقش مشورتی به خیریه‌ها داشته باشد

به گزارش دبیرخانه جشنواره نشان نیکوکاری، مجید صمدیان مدیر عامل بنیاد سادات است. با توجه به اهمیت بررسی فعالیت‌های نیکوکاری در کشور، ضرورت ارزیابی خیریه‌ها و همچنین تحلیل و بررسی ابعاد جشنواره نشان نیکوکاری و در ادامه سلسله‌گفت‌وگوها با فعالان اجتماعی در این زمینه، با صمدیان به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید؛

 

– قصد داریم با شما در مورد فعالیت‌های خیریه کشور با نگاه آسیب‌شناختی و همچنین جشنواره نشان نیکوکاری گپ‌وگفتی داشته باشیم. گفت‌وگو را با آسیب‌شناسی وضعیت فعالیت‌های خیریه و نیکوکاری در کشورمان آغاز می‌کنیم. به طور کلی فعالیت‌های خیریه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به طور مشخص تحلیلتان را در باب نقاط ضعف و قدرت آن ارائه بفرمایید.

 

به اعتقاد من از اوایل دهه 90 یا شاید اواخر دهه 80 کشور روی ریل کار اجتماعی افتاد و مردم به صورت خیلی ویژه‌تر به این نتیجه رسیدند که باید همدیگر را حمایت کنند و کارهای اجتماعی و مردمی رونق پیدا کرد. از آن جایی که در کشور ما با توجه به فرهنگ و مناسبات ملی و مذهبی که وجود دارد، موضوع اجتماعی در کشور ما خیلی به جریان مردمی ما گره خورد، این باعث شد که مردم خیلی خوب پای کار جریان اجتماعی بیایند. باز هم همین موضوع و همین سنخیت باعث شد کسانی در حوزه اجتماعی ظهور و بروز پیدا کنند و در کشور علم شوند که این هم نشان از آن داشت که ما یک بستر خیلی فراهمی را در ایران داشتیم و در این 15 سال اخیر این موضوع خیلی نمود داشت. همین که کشور در ریل کار اجتماعی افتاد، به طور خیلی ویژه مشخص شد که با شبکه‌سازی اجتماعی و حضور مردم در عرصه اجتماعی می‌شود کارهای بزرگی را انجام داد.

 

در ابتدای شکل‌گیری کارهای خیر و کارهای اجتماعی که در کشور فراگیر شد، خیریه‌ها کارهای عام انجام می‌دادند. مثلاً هر خیریه‌ای هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد؛ مانند یک پزشک عمومی که یک دردی را می‌تواند تشخیص داده و درمان کند. جلوتر رفتیم و خیریه‌ها به این نتیجه رسیدند که می‌توانند کارهای تخصصی انجام دهند و کارها از این به بعد ارزشمندتر شد و خیریه‌ها مانند یک پزشک متخصص در حوزه‌های تخصصی وارد شدند. شاید در هشت سال گذشته اگر ببینید، خیریه‌های تخصصی در کشور متبلور شد و ما می‌بینیم که خیریه‌های خیلی زیادی در کشور ایجاد شد که کار تخصصی و ممحض در موضوعی که متخصص هستند را انجام می‌دهند. این یکی از نکات قوتی است که من فکر می‌کنم ما در سال‌های اخیر در کشور داشتیم که خیریه‌های تخصصی ایجاد شدند.

 

اما یکی از نقاط ضعفی که می‌توانیم الان در موردش صحبت کرده و تلاش کنیم برای اینکه این نقطه ضعف را به قوت تبدیل کنیم این است که همچنان کارهای جزیره‌ای در کشور وجود دارد و آن ارتباط مؤثری که بین خیریه‌ها باید وجود داشته باشد، وجود ندارد. طبیعتاً رقابت، یک فرایند مثبت در شرایط سالم تلقی می‌شود ولی یک جاهایی رقابت باعث شد که برخی خیریه‌ها از هم دور شوند. اگر ما بتوانیم در این حوزه این موضوع را واکاوی کرده و بتوانیم ارتباطات مؤثری بین خیریه‌های همسو ایجاد کنیم و بزرگان کار خیر بتوانند این کار را انجام دهند، باعث ترقی و رشد خیلی مناسبی در کشور می‌شود.

 

– جلوتر به این موضوعی که اشاره کردید خواهیم رسید و مفصل‌تر گفت‌وگو می‌کنیم. اما در مورد تحلیلی که ارائه کردید دو سؤال دارم؛ اول اینکه چرا از دهه 80 این اتفاق می‌افتد؟ یعنی حتماً یک علتی دارد که شما دهه 80 را نقطه عطف می‌دانید. آیا ما از قبل فعالیت‌های خیریه نداشتیم؟ یا چرا از آنجا شروع می‌شود؟ سؤال دوم اینکه آیا تخصصی شدنی که می‌فرمایید یک نقطه قوت است، صرف اینکه 10 یا 15 یا 20 خیریه روش‌مند و آکادمیک و خیلی تخصصی کار را پیش می‌برند از این به عنوان نقطه قوت تعبیر می‌کنید، یا واقعاً یک جریانی در حال شکل‌گیری است و به لحاظ کمی و کیفی این تخصصی شدن را می‌بینیم؟

 

در پاسخ به سؤال اولتان یعنی دلیل اینکه چرا در این 16 سال اخیر این ریل اجتماعی در کشور سامان گرفت، ممکن است موضوعات مختلفی در آن دخیل باشد. از جمله موضوعات اقتصادی که خیلی مسئله مهمی است. موضوعات سیاسی و موضوعات گوناگونی دخیل است که ریل کشور که فکر می‌کنم قبل‌تر از آن بیشتر ریل فرهنگی بود و مؤسسات و نهادهای فرهنگی ایجاد می‌شدند، وارد ریل اجتماعی شد و نهادها و مجموعه‌های اجتماعی بیشتر شکل گرفتند و رشد پیدا کردند و متخصص‌تر شدند.

 

اما در موضوع دوم من فکر می‌کنم که اساساً تمرکز بر موضوعات خاص و کارکرد تخصصی کسانی که در یک حوزه، بیشتر عمیق شدند می‌تواند به حل مشکلاتی که در جامعه وجود دارد کمک کند؛ موضوعات مختلف کودکان و زنان که هرکدام شاخه‌های مختلفی دارد یا موضوعاتی مانند اعتیاد که آدم‌های خودش را می‌طلبد. یعنی ما نباید انتظار داشته باشیم که یک خیریه هم در حوزه ازدواج و خانواده و جهیزیه فعالیت کند و هم در خصوص معتادین متجاهر فعالیت ویژه‌ای انجام دهد. هریک از این زمینه‌ها، آدم‌های خودش را می‌طلبد.

 

اساس کارهای مردمی این است که مشکل را حل کنند. البته ما دوستان حاکمیتی دولتی خوب زیادی هم داریم اما اساس کارهای مردمی این است که کار را برای از سر باز کردن و رفع تکلیف انجام نمی‌دهد، بلکه براساس علاقه و حس وظیفه این کار را انجام می‌دهد و می‌خواهد به وظیفه‌اش عمل کند و چقدر خوب که این حس وظیفه به سمت کاری که در آن متخصص است هدایت شود و بتواند مشکلی را حل کند و نمی‌خواهیم که برای درست کردن، ابرو به چشمش هم آسیب بزند.

 

– بنابراین می‌توان گفت که ما شاهد یک رویکرد سنتی هستیم و به مرور زمان داریم مدرن و تخصصی می‌شویم. من در این بخش از گفت‌وگو به این هم بپردازم که راهکارتان برای اینکه این روند از سنتی به مدرن شدن یک روند رو‌به‌رشد شود چیست؟ آیا می‌توانیم متصور شویم که یک متولی بیاید و روی خیریه‌ها کار کند و اینها را دسته‌بندی کرده و زیر چتر خودش بیاورد؟ البته از این نهادهای متولی که حرف می‌زنیم و از طرفی خیریه‌ها هم مردمی هستند، شاید بحث دخالت دولت در این میان مطرح شود اما شاید شما معتقد باشید که به صورت درون‌زا خودشان یک نهاد یا سازمان را داشته باشند که متکفل این کار باشد. به هر تقدیر برای تسریع این روند چه راهکارهایی دارید؟

 

نظر شخصی خودم را می‌گویم و این نظر حتماً موافقان و مخالفان خاص خودش را دارد. خصوصاً در حوزه اجتماعی، چون آدم‌هایی که در حوزه‌های اجتماعی وارد می‌شوند، انسان‌های پخته‌ای هستند و نظرات مختلفی هم وجود دارد. همین نظرات مختلف و تشتت آرا باعث می‌شود که این همگرایی به آن شکلی که ما انتظار داریم اتفاق نمی‌افتد.

 

حتماً ایجاد نهاد واسط که دولتی و حاکمیتی نباشد ولی زبان حاکمیت و دولت را بلد باشد و مردمی هم بوده و زبان مردم را هم بداند و زبان نهاد مردمی را هم بفهمد مؤثر است. این نهاد واسط می‌تواند این کار را تسریع ببخشد. برای اینکه این نهاد واسط هم ایجاد شود، باید نهادهای مردمی و سازمان‌های مردم‌نهاد انعطافی که مورد نظر هست را داشته باشند. من فکر می‌کنم تا به حال این انعطاف در بدنه سازمان‌های مردم‌نهاد کشور وجود نداشته که این نهاد واسط ایجاد نشده است.

 

هر موقع ما فقط موضوع را از نگاه خودمان ببینیم و قضاوت کنیم و یک ایده‌آل‌گرایی داشته باشیم که ایده‌آل‌هایی که ما متصور هستیم اتفاق بیفتد تا آن نهاد واسط را بپذیریم، این اتفاق هیچ‌وقت در کشور نمی‌افتد. سازمان‌های مردم‌نهاد باید این انعطاف را به خرج دهند. چه‌بسا ممکن است آن نهاد واسط با نگاه‌های اجتماعی و سیاسی ما در تعارض باشد. اما اجازه دهیم که ایجاد شود و آن را بپذیریم تا یک نهاد واسط ایجاد شود و تلاش کنیم که نقاط ضعف آن را پوشش دهیم.

 

به عقیده من تا این نهاد واسط ایجاد نشود و سازمان‌های مردم‌نهاد با حاکمیت و دولت بخواهند فقط با نگاه‌های خودشان موضوعات را دنبال کنند، هم آدم‌ها و هم مجموعه‌ها حتماً دچار استهلاک می‌شوند. مجموعه‌ای که بخواهد تسهیل‌گری این جریان را انجام دهد، اگر در کشور وجود داشته باشد و انعطاف هم در سازمان‌های مردم‌نهاد ایجاد شود، آن اتفاق با سرعت خیلی بیشتری خواهد افتاد.

 

– اگر در یک کلمه بخواهید بگویید از امروز تا تأسیس این نهاد واسط چقدر فاصله داریم؟

 

فکر می‌کنم خیلی.

 

– پس عملاً روی کاغذ همه چیز خوب است ولی در عمل باید منتظر باشیم که خود خیریه‌ها به این نتیجه برسند که باید تخصصی شوند.

 

به نظر من خیلی فاصله داریم. البته این خیلی از آن خیلی‌هایی است که شاید یک زمانی این جرقه در ذهن آدم‌ها بزند که ما باید از ذهنیت‌های خودمان کوتاه بیاییم تا این اتفاق در جایی بیفتد و این کوتاه آمدن باعث بلندای کار خیر در کشور شود.

 

– پس منتظر بمانیم و ببینیم. در صحبت‌هایتان به موضوع هم‌افزایی خیریه‌ها اشاره کردید. قدری متمرکزتر در این رابطه صحبت کنیم. چقدر این کار را ضروری می‌دانید و اگر بخواهیم این هم‌افزایی را امروز ببینیم، چه مکانیزم‌ها و راهکارهایی برایش پیشنهاد می‌کنید؟

 

 

موضوع هم‌افزایی خیریه‌ها یک موضوع فرهنگی بوده و یک ریشه فرهنگی نیاز دارد. این ریشه فرهنگی است که این پختگی را به کسی که کار اجتماعی می‌کند می‌دهد تا با کسی که هم‌سوی من کار می کند بنشینم و با هم کار مشترک انجام دهیم و کسی که همسوی من کار می‌کند را رقیب خودم نبینم.

 

زمانی هست که دو تیم فوتبال باهم رقابت می‌کنند و یکی می‌برد و دیگری می‌بازد. ولی در کارهای اجتماعی اینگونه نیست که منتظر باخت کسی باشیم. در کار اجتماعی برنده بودن با در کنار هم بودن معنا پیدا می‌کند و این در کلان محقق نمی‌شود، مگر اینکه این فرهنگ در ذهن من نهادینه شود و در رفتار من بروز پیدا کند که من بدانم باید با کسانی که در راستای من کار می‌کنند شبکه شوم. برکت در شبکه شدن است. اگر ما می‌خواهیم کارمان با برکت شود اتفاقاً باید پیگیری کنیم و کسانی که در حوزه تخصصی ما کار می‌کنند را پیدا کنیم و باهم بنشینیم و نخواهیم که در جاهایی از اول چرخ را اختراع کنیم. چرخ‌هایی که آنها اختراع کردند را ما استفاده کنیم و راه‌هایی که به بن‌بست خوردیم را به دیگران منتقل کنیم.

 

کارهای اجتماعی از دل انسان‌ها برمی‌خیزد. اگر کسی در این شرایط که واقعاً هم شرایط سختی برای فعالیت‌های اجتماعی است بخواهد کار جدیدی شروع کند و یک زمین بازی را طراحی کند باید بر همین اساس باشد. لذا در این زمینه‌ای هم که ما می‌بینیم کسانی همسوی ما کار می‌کنند، باید این فرهنگ در دل ما ایجاد شود که او هم مثل ما آمده که گرهی را باز کند. اگر نیت آدم‌ها باز کردن گره است، دیگر در اینجا تخاصم معنایی ندارد. خصومت به خرج دادن برای زمانی است که منافع درگیر می‌شوند. ولی خیریه‌ها اساساً نباید منافع شخصی داشته باشند. منافعشان برای جامعه است و درگیری و تقابل در آن معنا پیدا نمی‌کند.

 

در نتیجه این یک کار ریشه‌ای و فرهنگی می‌خواهد. البته که من خیلی جاها دیدم که این رویکرد وجود دارد و در حوزه‌های مختلف دور هم می‌نشینند و تبادل نظر و گفت‌وگو می‌کنند. یک جاهایی هم ممکن است در ارائه خدمت به جامعه غیر از رقابت مقدسی که شاید وجود داشته باشد، ضدیت و رقابت موهومی هم وجود داشته باشد. این رقابت‌های موهون از بین می‌رود. یعنی خیریه‌ها و مجموعه‌های اجتماعی که کمی پیش می‌روند، خودشان به این نتیجه می‌رسند که شاید نباید خیلی از مسیرها را می‌رفتند و این اتفاق می‌افتد. بنابراین برکت در ایجاد هم‌افزایی و مشارکت مجموعه‌های همسو است نه کار جزیره‌ای کردن.

 

– اینجا یک بحثی مطرح می‌شود و آن سازمان نظام خیر و احسان است که در مجمع خیرین هم خیلی پیگیر آن هستند. آیا این کار در همین راستا است؟ فکر می‌کنید نقش واسط یا تسهیل‌گری در هم‌افزایی داشته باشد؟ آیا تحلیلی روی این موضوع دارید؟

 

چون من در جلسات مجمع خیرین کشور که در رابطه با همین موضوع هم بحث و گفت‌وگوهای زیادی شده است حضور داشتم، می‌توانم این شهادت را بدهم که نیت کسانی که می‌خواهند این کار را انجام دهند همین است که تسهیل‌گری را برای کار اجتماعی رقم بزنند. ولی این محقق نمی‌شود مگر اینکه پذیرش بدنه اجتماعی کشور وجود داشته باشد؛ بدنه اجتماعی کشور اعم از خیریه‌ها، مراکز نیکوکاری، گروه‌های جهادی و مجموعه‌هایی که کار مردمی و اجتماعی انجام می‌دهند.

 

مجمع خیرین کشور هم که این نظام خیر و احسان که واقعاً با دغدغه رفع مشکلات خیریه‌ها و مجموعه‌های مردمی در حال ایجاد است و با دلسوزی آن را دنبال می‌کنند، باید این را بدانند و همه بدانیم که راهی وجود ندارد مگر متقاعدسازی بدنه اجتماعی کشور با انواع و اقسام نگاه‌های مختلف سیاسی و مذهبی و دینی و اجتماعی. باید همسوسازی اتفاق بیفتد تا آن نظام خیر و احسان به نتیجه مطلوب دلسوزانی که آن را طراحی کردند، برسد.

 

– می‌خواهم سؤالی بپرسم و نمی‌دانم شما چقدر اطلاع دارید. سؤال دربارۀ نسبت ما با فعالیت‌های خیریه‌ای که در کشورهای غربی و توسعه‌یافته انجام می‌شود، است. آیا اطلاعی دارید که ما در داخل کشور چقدر از دستاوردها و روش‌های کار و تسهیل‌گری آنها اطلاع داریم و چقدر سعی می‌کنیم از اینها استفاده کنیم؟

 

مطالعه دستاوردهایی که کشورهای مختلف در حوزه کار اجتماعی داشتند کار فوق‌العاده خوبی است. اتفاقاً من در جایی سلسله‌کتاب‌هایی دیدم که اوقاف نوشته بود و نامش اطلس کارهای خیر در کشورهای مختلف بود و خیلی هم جامعیت داشت. من به چند جلد آن رجوع کردم و واقعاً اتفاق خوبی بود. این باید بومی‌سازی شود.

 

در حوزه کار اجتماعی به معنا و مفهوم همراهی مردم و همراه‌سازی مردم از خیلی کشورها جلوتر هستیم. ما برای همراه کردن مردم شاید مقدمه‌سازی مثل خیلی از کشورها نیاز نداشته باشیم که بخواهیم کارهای ریشه‌ای انجام دهیم که مردم متقاعد شوند که بیایند و به هم نوع خودشان کمک کنند.

 

– یک عقبه تمدنی داریم.

 

بله، اما شاید برخی کشور ها در  نحوه کار کردن و شفاف‌سازی از ما جلوتر باشند. خوب است که از این کشورها استفاده کنیم. من معتقدم اساساً کار اجتماعی کردن فارغ از مسائل سیاسی و حتی دینی و مذهبی و سنتی و فرهنگی و مانند اینها است. کار اجتماعی کردن به معنا و مفهوم نجات دادن انسان، نیازمند این نیست که شما ببینید در کشوری که کار اجتماعی می‌کنند، آیا عقبه فرهنگی ما را قبول دارد یا نه؟ باید کارهای خوبی که در دنیا انجام دادند را مطالعه کنیم. اما  آن را بومی‌سازی کرده و در چارچوب فرهنگی خودمان بگنجانیم و کارهای پخته‌تری ارائه دهیم. همان مثال چرخ مثال درستی است. یعنی نخواهیم دوباره آزمون و خطا کنیم و چند سال طول بکشد که بفهمیم این مسیر درستی نیست. باید کشورهایی که در این مسیر پیش رفتند را ببینیم. البته می‌بینم که دوستان مطالعاتی در موضوعات گوناگون انجام می‌دهند. مثل بانک زمان که در کشور به طور ویژه پیگیری می‌شود و اتفاقاً از مدل‌های غربی الگوبرداری شده و بومی‌سازی می‌شود و می‌تواند مدل موفقی باشد. در واقع مثال‌های مختلفی وجود دارد.

 

– فکر می‌کنید آکادمی و نهاد علم هم به صورت مشخص می‌تواند نقش‌آفرین باشد؟ مثلاً رشته‌ای در دانشگاه تعریف شود و سرفصل‌هایی برای آن مشخص شود و بحثی باشد که مطالعات تاریخی در این زمینه و جریان‌شناسی و موضوعاتی از این دست را داشته باشد که کار منسجم‌تر پیش برود. آیا اعتقادی به این دارید؟

 

دقیقاً همینطور است. هم حوزه و هم دانشگاه و خصوصاً کارهای پایان‌نامه‌ای می‌تواند خیلی به این عرصه کمک کند. عزیزانی که کار دانشگاهی می‌کنند و به ارائه موضوعات نوین علاقه‌مند هستند، مطالعه کنند و مطالعاتشان را با فرهنگ خودمان به‌روزرسانی کنند و یک کار علمی متقنی را ارائه دهند.

 

-خیریه‌های متنوعی هستند که فعالیت می‌کنند. طبعاً ارزیابی و بررسی عملکرد آنها یک مسئله مهم است. این مسئله را چطور ارزیابی می‌کنید؟ اولاً اهمیت آن را در کجا می‌دانید؟ ثانیاً برای ارزیابی اینها چه مکانیزم و راهکارهایی پیشنهاد می‌کنید؟

 

موضوع ارزیابی از چند لایه قابل بحث و گفت‌وگو است. اولاً اینکه حتماً باید این ارزیابی باشد. جشنواره نشان نیکوکاری که سال گذشته برگزار شد نمونه‌ای از این کار است. بله ممکن است عده‌ای و دلسوزانی نقدهایی هم داشته باشند که باید این نقدها شنیده شود و نقدهای سازنده اعمال شود. منتهی همین اتفاق ایجاد نشان نیکوکاری یا ارزیابی خیریه‌ها، از چند لایه قابل بحث است.

 

یک لایه خود خیریه‌ها هستند. وقتی خیریه‌ها با شاخصه‌های معین و قابل اندازه‌گیری رصد می‌شوند، این شاخصه‌های قابل اندازه‌گیری اعم از شاخصه‌های مالی و خصوصاً شاخصه‌های میزان تأثیرگذاری اجتماعی و رضایت‌مندی ذینفعانی که دارند از این کار اجتماعی بهره می‌برند، باعث می‌شود که در خیریه‌ها شفافیت ایجاد شود. شفافیت حلقه مفقوده خیلی از مجموعه‌های اجتماعی است. چرا حلقه مفقوده؟ چون خیلی از مجموعه‌های اجتماعی که ایجاد شدند و یک مؤسسی داشته‌اند، مثلاً در خانواده، محله، منطقه یک سازمان مردم‌نهاد ایجاد شده است، قبلاً کار مالی و مالیاتی انجام نداده‌اند. البته نه اینکه نخواهد بلکه نتوانسته یک شفافیت مالی درستی ارائه دهد. وقتی بداند که می‌خواهد با معیارهای قابل اندازه‌گیری رصد شود، خودش را به‌روز می‌کند و این باعث رشد آن مؤسسه می‌شود. اگر بداند میزان تأثیرگذاری اجتماعی و رضایتمندی ذینفعانش هم می‌خواهد رصد شود، کار اجتماعی‌اش را دقیق‌تر انجام می‌دهد و مجموعه خود را به نقطه مطلوبی که متصور است می‌رساند. پس این یک نیاز حیاتی برای رشد جامعه اجتماعی کشور است.

 

یک بخش هم در نگاه خیّرین است. شما من را به عنوان یک خیّر فرض بفرمایید. وقتی بدانم که فلان خیریه هم شفاف است و هم این خدمات را به نقطه مطلوب می‌رساند، می‌دانم که باید به چه کسی اعتماد کنم. پس در لایه مردمی و لایه خیّرین هم می‌تواند نقش ایفا کند.

 

برای اینکه با چه مکانیزمی می‌توانیم به آن اهداف برسیم باید بگویم که جامعه خیرین کشور، بزرگانی دارد که ممکن است این نگاه‌ها در نگاه جوان‌تر‌ها، سنتی تلقی شود. جوان‌هایی هم دارد که کارهای مدرن و به‌روز و شیکی دارند انجام می‌دهد. بنابراین نهاد یا جمعی که می‌خواهد این معیارسنجی را رقم بزند باید بتواند از ظرفیت همه اینها استفاده کند. باید بتواند نگاه سنتی و مدرن را در کنار هم پیاده‌سازی و الگوسازی کند و البته بتواند روی آن کار علمی انجام دهد و این را شاخص و معیار قرار دهد.

 

یکی از برکات دیگر این کار این است که من به عنوان یک خیریه کوچکی که در یک محله کار می‌کند، وقتی ببینم که خیریه‌های هم‌تراز من رشد پیدا کرده و خودشان را به‌روز کردند، این موضوع باعث رشد من هم می‌شود. این اتفاق رقم نمی‌خورد، مگر با ایجاد کار دقیق و علمی و متقن و عمیقی که در نشان نیکوکاری این اتفاق افتاده است. ولی باید کار عمیق‌تر و بیشتری انجام شود و از بزرگان بیشتری استفاده شده و دعوت شوند و نظرشان پرسیده شود تا به آن نقطه مطلوب برسیم.

 

– آیا معتقدید که در کنار جشنواره نشان نیکوکاری می‌توانیم مکانیزم‌های دیگری هم داشته باشیم؟ مثلاً جشنواره دیگری یا اتفاق دیگری برای ارزیابی و الگوسازی خیریه‌ها داشته باشیم؟ یا نه اگر به آن سمت برویم دوباره بحث موازی‌کاری پیش می‌آید؟

 

من معتقدم که دبیرخانه جشنواره نشان نیکوکاری باید دائمی باشد. البته من خبر دقیقی ندارم که به چه صورت است . فکر می‌کنم به جای اینکه دور هم جمع شده و خیریه‌ها در یک فرایند یکی دوماهه رصد شوند، باید دبیرخانه دائمی باشد و منهای اینکه اینها را رصد می‌کند، در مقام مشورتی هم وارد شود و خیریه‌هایی که در جاهایی مشکل دارند را به لحاظ فکری کمک کنند. این دبیرخانه دائمی که متشکل از متخصصین حوزه اجتماعی است، باعث رشد خیریه‌ها در طول سال جاری می‌شود و نگاه آنها هم نباید فقط نظارتی باشد، بلکه نگاه مشورتی هم در آن اعمال شود.

 

– در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده است در خدمتتان هستیم.

 

نکته خاصی نیست. فقط یک مورد را اشاره کنم که الان به ذهنم رسید که یکی از ضعف‌های کار اجتماعی محسوب می‌شود. یکبار یک مددجو را شناسایی کردیم که از هشت‌جا جهیزیه گرفته بود. از مسجد محلشان، گروه جهادی و چند خیریه مختلف جهیزیه گرفته بود و در نهایت هم فهمیدند که این فرد اصلاً دختر ندارد. این فرد از چه ضعفی استفاده کرده بود؟ از ضعف عدم شبکه‌ایِ ما استفاده کرده بود.

 

کمیته امداد حضرت امام، سامانه سخا را راه انداخت که از این کارهای موازی جلوگیری کند و وقتی مددجویی خدماتی می‌گیرد، بقیه هم بدانند که این فرد یک خدمتی را گرفته است. من فکر می‌کنم سامانه سخا یا چیزی شبیه به آن، فراگیر نشده است. برای فراگیر شدنش مجاهدت و تلاش خیلی بیشتری نیاز است تا چنین پلتفرم‌ها و سکوهایی آنقدر در کشور نهادینه شود که همه خیریه‌ها بدانند اگر خدمتی ارائه می‌دهند، در آنجا ثبت کنند و آنجاست که از هدر رفت هزینه‌هایی که خیریه‌ها می‌توانند داشته باشند، جلوگیری می‌کند و جامعه هدف بیشتری را می‌توانند درگیر کنند. این هم به عنوان یک مجموعه نهادینه شده، جایش در کشور خالی است. وگرنه سخا هست و من با آن کار کردم. مجموعه خیلی خوب و پلتفرم فوق‌العاده‌ای است، اما نهادینه شدنش کار بیشتری می‌طلبد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ,