به گزارش دبیرخانه جشنواره ملی نشان نیکوکاری، دکتر پریچهر شاهسوند؛ از فعالان اجتماعی کشورمان و صاحبنظر در حوزۀ مؤسسات خیریه و سازمانهای مردمنهاد است. با توجه به اهمیت بررسی فعالیتهای نیکوکاری در کشور، ضرورت ارزیابی خیریهها و همچنین تحلیل و بررسی ابعاد جشنواره نشان نیکوکاری و در ادامه سلسلهگفتوگوها با فعالان اجتماعی در این زمینه، با این استاد پیشکسوت دانشگاه به گفتوگو نشستیم که در ادامه مشروح آن را میخوانید؛
– محور اول بحث ما در باب فعالیتهای نیکوکارانهای است که در کشورمان انجام میشود. وضعیت ما الان به چه شکلی است و نقاط ضعف و قدرت را در کجاها میدانید؟
اولین چیزی که باید صادقانه بگوییم این است که هر نوع کار خیری چه به صورت تشکل خیریه و چه غیر از آن، کار نیکویی است. یعنی در ابتدا آن را نفی نکنیم و بگوییم که ممکن است اشتباه داشته باشد. ممکن است یک نفر در ضمن کاری که کرده، دچار اشتباهاتی شده باشد، ولی خود عمل کار خوبی است و نیکوکاری و خیّر بودن خوب است. پس اول باید این اصل را قبول کنیم که خیرین که نهادی را تأسیس میکنند، نهادی است که میخواهند در راستای منافع عموم خدمت کنند و طبیعتاً نهادهای خیریه هر کشور مطابق قوانین و سنتها و آداب و رسومی که در آنجا وجود دارد، شکل میگیرند و نقش خود را بازی میکنند.
البته در این راستا ما میبینیم که اشکالاتی هم وجود دارد. اولاً بحث خیر و خیریه، سابقه دیرینهای در ایران دارد. این سابقه چند ساله نبوده، بلکه سابقهای چند صد ساله است. شرایط اقلیمی به گونهای بوده که به هم کمک میکردند و تعاون و همکاری داشتند و در کنار هم بودند. اما جامعه در حال گذار است و دارد روند خودش را به طرف تحولات اجتماعی به صورت مدرن طی میکند. ما ناگزیر هستیم برای اینکه بتوانیم به خوبی به هدف نهایی خودمان برسیم، به این سمت برویم. در حقیقت یک خیریه زمانی میتواند خوب عمل کند که برنامه داشته باشد، استراتژی برای کار خود داشته باشد و مستمر باشد تا بتواند پایدار باشد. پس این نیاز دارد که ما کمکم به طرف برنامهریزی، اقدام، عمل و …. قدم برداریم و این هم خواه ناخواه طول میکشد.
یکی از مسائلی که در ایران وجود دارد، جزیرهای عمل کردن است. شاید در کشورهای دیگر هم خیلی جزیرهای عمل میکردند و الان به این وضعیت رسیدند که اگر از حالت جزیرهای درآمده و همسوسازی کنیم، توانافزایی میشود و به صورت یک شبکه بزرگ درمیآییم و بعد هم به صورت اتحادیهها و کنفدراسیونها و … درخواهیم آمد. در اینصورت اثرگذاریشان هم بسیار زیادتر میشود. چون نقشی که خیریهها دارند، نقش حمایتگری است. خیریه سازمانی غیرانتفاعی و کاملاً مردمی و غیرسیاسی و غیرفردی است که در راستای منافع عموم گام برمیدارد. پس اگر بتوانند یک همگرایی به وجود بیاورند موفق میشود.
مسئلهای هست که مدتی است ما روی آن کار میکنیم و آن اینکه چرا و چگونه ما این همه خیّر داریم؟ تا سال گذشته طبق آمار رسمی وزارت کشور و ثبت ملی، ما بیش از هزار و 330 ثبت خیریه در سطح ملی داشتیم که میتوانند شعب و دفاتری داشته باشند. ولی بعضیها معلوم نبود و فقط نوشتند خیریه و نیازمندان. اینکه چه میکنند و چگونه کار میکنند مشخص نبود. بعضی از خیریههای ما، همه کاری میکنند. بعضی از خیریههای ما نیز اصلاً در سامانه ثبت نیستند. اینها اشکالاتی در راستای بهینه کار کردن هستند. اگر ما میخواهیم اثرگذار باشیم، موظف هستیم که این آموزشها را بدهیم و شبکههای تخصصی خیریه ایجاد شود.
مثلاً 68 خیریه نوشتند که در زمینه دارو و درمان فعالیت دارند. اگر این 68 خیریه یک شبکه به وجود بیاورند و این در سامانه باشد، خیلی راحت اگر جایی کسی نیاز به دارو دارد میتواند از آن خیریه استفاده کند. پس بزرگترین عیب ما جزیرهای عمل کردن است. من نمیتوانم بگویم که روش سنتی را کنار بگذاریم. چون فرهنگ یک شبه نیامده که یک شبه هم از بین برود. بحث فرهنگ خیر و خیر کردن سابقهای طولانی دارد و حتی در قدیم میگفتند کار خیرت را پنهانی انجام بده. یعنی نمیخواستند آبروی کسی برود. حتی من در مطالعاتی که میکردم، عکسی دیدم که وقتی بستههای غذایی را میدادند، خانم روی خودش را با روسریاش میپوشاند. یعنی نمیخواست مشخص شود چه کسی دارد کمک میکند.
– چه کنیم که هم خیّرین ما بیشتر اثرگذار باشند و هم بتوانیم شئونات اجتماعی جامعهای که به او کمک میکنیم را حفظ کنیم؟
ببینید، دادن بستههای معیشتی و کمکهای اینچنینی خیلی خوب است، ولی شکل و شمایلی که عکس هم میگیرند و به عنوان سند مکتوب میکنند که ما کار خیر میکنیم، به عقیده من که شاید هم خیلی درست نباشد، تقریباً خرد کردن فرد است. باید این نوع کمک کردنها را از این حالت درآورده و برای سردرگمی خیریهها راهکار پیدا کنیم. من وضعیت کار خیر در چندین کشور را مطالعه کردهام که ببینم آنها چه میکنند؟ بر همین اساس باید بگویم یکی از عیوبی که واجب میدانم به آن اشاره کنم این است که برخی خیریهها و نهادهای مدنی هستند که میگویند ما داوطلبانه کار میکنیم، پس چرا دولت از ما پول میگیرد؟ اما این حرف اصلاً درست نیست.
یا اینکه میگویند چرا بر کار ما نظارت میکنند؟ این هم حرف درستی نیست؛ زیرا وضعیت خیریه در تمام کشورها از آمریکا، انگلیس، فرانسه، مالزی، قطر، عربستان، ژاپن و … را که مطالعه کنید میبینید نظارت بسیار دقیقی بر عملکرد خیریهها و اثرگذاری آنها وجود دارد. برای نمونه بررسی میکنند تا مشخص شود آیا کاری که این خیریه میکند اثرگذاری داشته است یا نه؟ اگر داشته، شفاف بوده و پاسخگو بوده است یا نه؟ مسئولیتپذیری یک نوع کار خیر است. یعنی من احساس کنم در حفظ این چیزی که متعلق به عام است، مسئولیت دارم و آن را حفظ کرده و از بین نمیبرم.
– راهکار شما برای برونرفت از این وضعیت چیست؟
ما باید چند کار انجام دهیم که یکی از آنها آموزش است. البته نه آموزشهای دانشگاه، بلکه باید به سمت تسهیلگری و برگزاری نشستها، گفتوگوها و دورهمیهایی برویم که تشکلها بیایند و بگویند چه کارهایی کردیم و به چه نتایجی رسیدیم. یعنی در حقیقت باید با توجه به جامعه هدف، فرهنگسازی را انجام دهیم. من به عنوان کسی که رشتهام جامعهشناسی سیاسی بوده و سیاستگذاری اجتماعی کار تخصصی خودم است و تِز من در همین مورد است که برای چه جامعهای باید چه سیاستی را پیاده کرد این توضیحات را میدهم. برای نمونه من رفتم که بر روی شهرهای مرزی و شهرهایی که دارای قومیتهای بیشتری هستند مطالعه کنم.وضعیت آنها به نحوی است که شیوخ و کسانی که در رأسشان هستند به خیرین کمک میکنند. آنها در درون خودشان و در محلههای خودشان هیئت امنا دارند؛ یعنی کسی هست که مورد اعتماد است و مردم او را قبول دارند و به این واسطه کمک میکنند.
بنابراین از سبک ثبت کردن و وزارتخانه رفتن و … به دور هستند. یک حالت جمعی و سنتی و قومیتی برای اینکه شاید بخواهند برای قوم خودشان بیشتر کار کنند رقم زدهاند. این را در شهرهایی که دارای قومیتهای مختلف است، مخصوصاً در اطراف خوزستان و سیستانوبلوچستان دیدهام. در نتیجه، اینها کار خیری که میخواهند انجام دهند را به گونه دیگری انجام میدهند و اینطور نیست که در صندوقی بریزند و پولی بدهند. این یک بحث است که برنامهریزی که میخواهیم انجام دهیم، اسمش را آموزش نگذاریم، چون وقتی میگوییم آموزش به یاد ترم و واحد و دانشگاه و اینکه چند واحد بگذرانیم تا آموزش ببینیم میافتیم. نشستها، تعاملات و گفتوگوهایی که بفهمیم و تشویق کنیم که در راه نیکو و راه خیر قدم برداریم لازم است.
همچنین باید آموزشهای سنین کودکی نیز جدی گرفته شود. وقتی از بچگی در شما نهادینه شود و در خانواده بگویند که اگر کار خوب کردی و اگر چیزی داشتی تنها متعلق به تو نیست و باید به دیگری هم که ممکن است نیاز داشته باشد بدهی، کمکم این تفکر خیر و کار خیر کردن در فرزندان ما و خانواده و جامعه ما نهادینه و تبدیل به یک کار عادی میشود و بچه فکر میکند که باید این چنین باشد و غیر از این نمیتواند باشد. این بحث آموزشی ماست که چگونه آن را جهت بدهیم.
متأسفانه از نظر قانونی، یک قانون جامع، مستند، متقن، مدلل، بهروز و کارآمد در این مورد نداریم. خود من بارها گفتم که شأن وزارت کشور برتر از این است که بخواهد تمام امضاها را انجام بدهد. مثلاً من میخواهم در زمینه بهداشت و درمان کاری انجام دهم. خیلی لازم است که من به وزارت بهداشت و درمان بروم و در آنجا مراحل اولیه را انجام دهم و بعد آنها بررسی کنند و وقتی صحه گذاشتند و وقتی مدیرکل مربوطه یا معاون وزیر یا کسی که این سمت را دارد تأیید و امضا کرد، به وزارت کشور بفرستد. در آنجاست که وزارت کشور نظارت نهایی را با دو امضا انجام میدهد. بنابراین اگر وزارتخانهها تا این حد درگیر باشند همین میشود که هیچکس نمیداند چه کار میکند. بنابراین یکی از معضلاتی که ما داریم این مورد است.
موضوع دیگری که باید به آن بپردازیم این است که باید تمام خیریهها در یک سامانه ثبت شوند. آن هم در یک پلتفرم دیجیتال که مشخص باشد چقدر خیریه وجود دارد. بحث دیگر ما شفافیت و پاسخگویی است. وقتی شفافیت و پاسخگویی باشد و یک خیریه بداند چقدر خرج هدفی که داشته کرده و چقدر آورده داشته است، طبیعتاً هم میتواند از مالیات معاف شود یا مالیاتش را محدود کنند. مثلاً بگویند یک درصد مالیات داده شود. اینها چیزهایی است که باید در مملکت ما جا بیفتد و پیش برود. بحث دیگری که داریم، ارزیابیهایمان است. شاخصهایی درآوردهاند، ولی من به این مسئله فکر میکنم که چند شاخص عام باید مطرح باشد، مثل آزادی و عدالت که عام هستند. ولی برخی چیزها خاص هستند و به جامعه بستگی دارد. اینجا است که میگویم باید بومیسازی کنیم.
پاسخگویی، شفافیت، مالیات، درآمد و اثرگذاری، موضوعات و شاخصهای عام هستند. اگر شاخصهای دیگری قرار است اضافه شود، باید بر مبنای آن منطقه و توانمندیهای آن منطقه باشد. مثلاً فرض کنید یک نفر پول اندکی دارد، ولی یک کار خیر انجام میدهد و در یک جای کوچک یک تحول ایجاد میکند. به عقیده من او یکی از بزرگترین خیّرها است. حال در مقابل، یک نفر میلیاردر است. ما نباید بگوییم چون او میلیاردر است، پس خیّر بهتری است.
پس برای اینکه ما به آن هدف نهایی برسیم، باید فرهنگ کار خیر را رواج داده و فرهنگسازی کنیم. بعد از آن، همسوسازی و شبکهسازی کنیم و شبکههای تخصصی داشته باشیم. ما هیچوقت نمیتوانیم بنیادها و خیریههایی که در راستای دانشآموزی کار میکنند را از یاد ببریم. الان حدود 15 بنیاد هستند که سر جمع حدود 200 هزار دانشآموز را حمایت میکنند و شرط حمایتشان هم این است که میگویند وقتی درس تو تمام شد، باید در این خیریه خدمت کنی.
– به عنوان پرسش پایانی، در مورد جشنواره نشان نیکوکاری بپرسم. فکر میکنید چقدر این جشنواره مؤثر است و چنین جشنوارهای برای مطالبی که فرمودید مانند ارزیابی و … چقدر قابل اهمیت است؟
هر نوع تشویقی بسیار عالی است، ولو کوچک باشد. اینکه زحمت میکشند و جشنواره میگذارند بسیار خوب است. ما در یک نشستی همین بحث را داشتیم که آیا خودارزیابی بگذاریم و بگوییم که خیریهها خودشان، خودشان را ارزیابی کنند و شاخصها را بگذاریم یا نه که همیشه هم حرف درمیآید و برخی میگویند این ارزیابی درست یا غلط بوده است. شاید خودارزیابی و شاید همان سامانه و عملکردهایشان با توجه به در نظر گرفتن تمام مسائلی که خدمتتان عرض کردم و محیط و جامعه و توانمندی کسی که کار خیر میکند که نباید با کسی که میتواند بسیار کار خیر انجام دهد، مقایسه شود مهم باشد. اینها یکی نیستند ولی هر دویشان کار خیر میکنند.
خواهشی که دارم این است که در دومین جشنواره نشان نیکوکاری از کسانی که شناختهشده نیستند هم تشویق به عمل بیاورید. این خودش باعث میشود که دیگران هم به دلیل دیده شدن، تشویق شوند. اصولاً بشر دیده شدن را دوست دارد. چه بهتر که دیده شدن در یک کار خیر و یک عمل نیکو که اثرگذاریاش خوب بوده و توانسته جامعهای را تغییر دهد و در راستای بهینهسازی آن جامعه گام برداشته است باشد.
– اگر در پایان نکتهای باقی مانده است، در خدمتتان هستیم.
امیدوارم کسانی که در راه خیر ولو اندک، ولو یک قدم برمیدارند همیشه موفق باشند و یادشان نرود همین قدمهای کوچک میتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند. من چیزی خدمتتان عرض کنم که 20 یا 30 سال پیش به کمیته امداد گفتم با اینکه شما غذا و پول میدهید، زیاد موافق نیستم. آن موقع 50 هزار تومان میدادند. گفتم اگر این پولها را جمع کنید و یک کارگاه کوچک درست کنید و نیازمندان را توانمند کنید، بهتر است. یعنی یک کارآفرینی اجتماعی انجام دهیم، به مراتب بیشتر اثرگذار است تا اینکه کسی را عادت دهیم که ماهیانه پولی را دریافت کند. من کمی با این پول دادن به نیازمندان مخالف هستم. اگر این پولها جمع شود، میتواند یک کارگاه یا آشپزخانه یا یک خیاطخانه باشد و آن افراد به کار گرفته شوند تا خودشان در این کار شریک باشند. وقتی شریک شوند، هم آن را حفظ میکنند و هم از نظر روحی و روانی و شخصیتی برایشان بهتر است.