یادداشت تحلیلی
نویسنده : Allison Swann
در سال ۲۰۲۵ فضای فعالیت سازمان های غیرانتفاعی نسبت به گذشته پیچیده تر شده است. انتظارات جامعه از نهادهای خیریه افزایش
یافته، رقابت برای جذب حمایت مالی بیشتر شده و اعتماد عمومی شکننده تر از همیشه است. در چنین شرایطی، تنها داشتن نیت خیر
یا مأموریت والا کافی نیست؛ سازمان ها باید مجموعه ای از منابع و توانمندی ها را در کنار هم داشته باشند تا بتوانند مأموریت خود را ادامه دهند.
این مقاله توضیح میدهد که موفقیت امروزِ سازمان های غیرانتفاعی وابسته به سه نوع سرمایه حیاتی است:
1_ سرمایه مالی،
2_ سرمایه اجتماعی،
3_ سرمایه روانی — یعنی ظرفیت درونی انسانها برای ادامه مسیر.
هر سه نوع سرمایه، مکمل یکدیگرند و نبود هر کدام، مسیر سازمان را ضعیف و نامتوازن می کند.
1. سرمایه مالی: پایه بقا
سرمایه مالی همان چیزی است که معمولا بیش از همه دیده می شود:
کمکهای مردمی، حمایت های شرکتی، کمک هزینه ها ، اسپانسرینگ، و درآمد از خدمات یا برنامه ها.دردنیای ،۲۰۲۵ منابع مالی سنتی
کمتر قابل پیش بینی اند حامیان انتظار شفافیت، اثرگذاری سنجش پذیر و حضور فعال در جامعه دارند. بنابراین سازمانها نمی توانند صرفاً به روشهای قدیمی جمع آوری کمک تکیه کنند.
برای تقویت سرمایه مالی، الزم است:
- مدلهای جدید درآمدی بررسی شوند
- ارتباط با حامیان مستمر و هدفمند باشد
- نتایج واقعی و قابل اندازه گیری ارائه شود
- و سازمان بداند که اعتماد، اولین منبع مالی است
سرمایه مالی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمیماند، و بدون سرمایه ٔ روانی اجرا نمی شود.
2. سرمایه اجتماعی: شبکهای از اعتماد و همکاری
در سالهای اخیر مشخص شده است که « سرمایه ٔ اجتماعی» دستکمی از پول نقد ندارد. حمایت واقعی زمانی شکل می گیرد که
سازمان شبکه ای از افراد، نهادها، داوطلبان و متخصصان را کنار خود داشته باشد.
سرمایه اجتماعی یعنی:
- اعتماد دیگران به سازمان
- مشارکت افراد در برنامه ها
- اعتبار برند
- شبکه روابط با نهادهای دولتی و خصوصی
- و حضور فعال در جامعه
اگر مردم سازمانی را باور کنند، نه تنها کمک مالی می کنند، بلکه پیامش را منتشر می کنند، داوطلب می شوند، دفاع می کنند و آن را به دیگران معرفی می کنند.
در دنیای امروز، سازمانی که شبکه اجتماعی قوی نداشته باشد even اگر بودجه کافی داشته باشد در برابر بحرانها آسیب پذیر است.
3. سرمایه روانی: نیروی پنهان اما حیاتی
این بخش یکی از مهمترین نکات مقاله است:
هیچ سازمانی بدون سرمایه روانی کارکنان و داوطلبانش دوام نمی آورد.
سرمایه روانی یعنی:
- انگیزه ٔ درونی
- حس معنا
- تابآوری در بحران
- امید به آینده
- احساس اثرگذاری
- و قدرت ذهنی برای ادامه ٔ مسیر
کار در حوزه اجتماعی سخت و فرسایشی است. اگر کارکنان احساس کنند کاری که میکنند دیده نمی شود، یا اثرگذار نیست، سازمان
از درون ضعیف میشود—even اگر منابع مالی خوبی داشته باشد. سرمایه روانی به اندازه بودجه سالانه مهم است. سازمان ها باید به سلامت روان تیم خود توجه کنند، محیط حمایتی ایجاد کنند و انرژی داوطلبان را حفظ کنند.
4. چگونه این سه سرمایه یکدیگر را تکمیل میکنند؟
نکته مهم این است که هیچیک از این سرمایهها بهتنهایی کافی نیستند:
- سرمایه مالی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نیست
- سرمایه اجتماعی بدون سرمایه روانی فعال نمی شود
- سرمایه روانی بدون سرمایه مالی امکان اجرا ندارد
سازمان موفق در ۲۰۲۵ سازمانی است که هر سه ستون را با هم تقویت کرده باشد.
5. نقش رهبری در مدیریت سه سرمایه
رهبران سازمان های غیرانتفاعی باید بتوانند این سه نوع سرمایه را بشناسند، اندازه گیری کنند و آگاهانه تقویت کنند. رهبری امروز فقط برنامه ریزی و مدیریت بودجه نیست؛ بلکه توانایی ساختن فرهنگی است که در آن:
- افراد ارزشمند احساس می شوند
- جامعه با سازمان همدل است
- و منابع مالی در مسیر درست خرج می شود
رهبران موفق میدانند سرمایه ٔ انسانی، سرمایه ٔ اصلی سازمان است.
نتیجه گیری مقاله
برای اینکه سازمان های غیرانتفاعی در سال ۲۰۲۵ زنده بمانند، رشد کنند و تأثیر واقعی بگذارند، باید:
- منابع مالی متنوع و پایدار داشته باشند
- شبکه ٔ اجتماعی و اعتماد عمومی را تقویت کنند
- و تیمی انگیزهمند، تابآور و باانرژی داشته باشند
سازمانی که فقط روی یک نوع سرمایه تمرکز کند (مثالً تنها روی پول) دیر یا زود ناپایدار خواهد شد. اما سازمانی که هر سه ستون را روشنتری با هم تقویت میکند، آینده خواهد داشت.
تحلیل و نظر کارشناسی
این مقاله برای فضای ایران بسیار قابل استفاده است، به ویژه به ۵ دلیل:
1. خیریه های ایرانی معمولا سرمایه اجتماعی قوی دارند؛ اما سرمایه روانی نادیده گرفته می شود. نیروی انسانی و داوطلبان، قلب سازمان های ایرانی هستند؛ اما فرسودگی بالا است.
سازمان ها باید برنامه جدی برای حفظ انگیزه داشته باشند.
2. مالیات پذیری و شفافیت در ایران محدودتر است، اما « اعتماد عمومی» دقیقاً همان نقش سرمایه ٔ مالی را بازی میکند. اعتماد ، کمک های پایدار
3. شبکه سازی رسمی و حرفه ای در ایران ضعیف است. خیریه ها باید به سمت همکاری های مشترک، اتحادهای استانی و شبکه های تخصصی بروند.
4. کارکنان حوزه اجتماعی در ایران تحت فشارهای اقتصادی و روانی اند. تمرکز بر حمایت روانی از نیروها، یک ضرورت است نه یک انتخاب.
5. سازمان هایی که تنها روی «کمک مالی» تمرکز دارند، دیر یا زود دچار بحران میشوند. ترکیب هوشمندانه ٔ سه نوع سرمایه آینده ٔ خیریه را تضمین میکند.
ترجمه و تلخیص _ دکتر امینه کاشانیان
منبع : Candid – Blog Section